خاطرات من، قسمت 5، وبلاگ کافه برق
امروز جمعه، اصلا فکرم نمیکردم باز 4 صبح بیدارشم، ولی خب در کمال ناباوری یادم رفته بود آلارم گوشیو خاموش کنم و به صورت اتفاقی باز این ساعت بیدار شدم. حدودا ده دقیقه اول باز به سرزنش و حرف زدن با خودم گذشت که چرا باید این ساعت بیدار باشی! خلاصه خودمو به هر صورتی بود رسوندم پشت لپ تاپ. خیلی دارم روی خودم کار میکنم حدودا 12 ماه از تمام روتینهای زندگیم بزنم و کافه برق رو به سرانجام برسونم. تقریبا دیگه دارم شب بیرون رفتنا و خیلی چیزای دیگرو ترک میکنم. شاید سخت ترین کار همین بیرون رفتن آخر شبام باشه که واقعا داره خیلی کم میشه. ترک عادت و یا ایجادش کلا همیشه واسم سخت و گاهی نشدنی بوده. با خودم قرار گذاشتم نهایتا هفتهای یک شب برم بیرون و غذای بیرونم به حداقل رسوندم. باید مثه زمانی برای دکتری تلاش میکردم روتینهای عادی زندگیمو بذارم کنار. از حق نگذریم طراحی کافه برق خیلی از وقتمو داره میگیره.
کارهای امروزم
- در قالب پشت صحنه لود شدن مواردو به اسکرول بی نهایت تغییر دادم.
- تصمیم نهایی در مورد وبلاگو گرفتم، نمیخوام بخش بندیش کنم فعلا.
- قالب آرشیو وبلاگ کافه برقو ساختم.
- به قالب آرشیو وبلاگ و پشت صحنه قسمت مسیر پیمایش اضافه کردم.
- قالب پست تکی وبلاگم اضافه کردم.
خلاصه وضعیت امروز: طراحی کافه برق.
کارهای فردام
- پیگیری نامه 2 مگاواتی اداره کل منابع طبیعی
- پیگیری تغییر آدرس شرکت (باید به نظرم حضوری برم اداره ثبت). پرینت رسیدشم بگیرم ببرم.
- پیگیری درخواست خط تلفن ثابت
- مرتضی علی رغم اینکه چندین بار بهش گفتم هنوز وویس به کارفرما پروژه 20 کیلو جاده تهران نداده
- باید برای هفته آینده چند تا قرار کاری ست کنم. یکیش با یک بنده خدا از شهرستان بم که 500 کیلووات میخواد بزنه، یکی 250 کیلووات دوست وحید. باید بابت مهندس بخشی طراح پست و خط انتقالم پیگیری کنم. بابت پروژه اتوماسیون صنعتی مس خاطون آباد و میدوکم باید هر کدوم یک روز برم سر پروژشون.
برنامه 4 صبح الی 7 فردا
- طراحی صفحه کافه نرم افزار
- طراحی صفحه فروش فایل
- طراحی صفحه آموزش