خاطرات من، قسمت 9، طراحی کافه برق
امروزم ساعت 4 بیدار شدم. بابت کافه برق و رویایی که باید محقق بشه. نمیذارم نصفه نیمه بمونه. الان ساعت 23:11 شبه که دارم مینویسم. همون اول صبح رفتم چندتا سایتو بررسی کردم و به این نتیجه رسیدم چندتا ویژگی محصولو به صورت شبکهای به قسمت اول قالب محصول تکی اضافه کنم و اخرین گزینه رو بکنم مشاهده همه. خلاصه بگم رفتم یک پلاگین با کمک دیپ سیک نوشتم و به ووکامرس چندتا فیلد سفارشی اضافه کردم. این تیکش واقعا خستگیمو از تنم خارج کرد.
حدودا ساعتای 8 رفتم شرکت و شروع کردیم در مورد طراحی همون نیروگاه 20 کیلو که قرار شد 67 کیلوش کنیم با مرتضی صحبت کردم. قرار شد پنلهارو کلا خوابیده بزنیم و طراحیشو تا ظهر تموم کردم. بینشم از بانک سامان زنگ زدن و گفتن که سیستم هنوز قطعه و با سیستم قدیم برای شرکتت حساب باز کردیم.
تیکت جدیدم زدم به زرین پال بابت تغییر اکانت ولی اینبار با سربرگ رسمی شرکت.
تصمیم گرفتم از روند طراحی سایت هر روز چندتا عکسم بگیرم تا زمانی سایت نهایی شد فیلمشو بذارم داخل سایت. امروز پنج شنبه آخر هفتست، فکر کنم بیرون نرم امشب، خیلی خستم. کمرو گردنم خیلی درد دارن.
کارهای امروزم
- بررسی و رفع عیب قالب فروش محصل فیزیکی.
- اضافه کردن پلاگین فیلد سفارشی به سایت کافه برق.
- نامه با سربرگ رسمی به زرین پال.
- اتمام طراحی نیروگاه 67 کیلوواتی جاده تهران
- اتمام بازکردن حساب شرکت داخل بانک سامان
- پیش فاکتور به محمدرضا دادم بده به بیمه
خلاصه وضعیت امروز: طراحی کافه برق، طراحی نیروگاه.
کارهای فردام
- اتمام نهایی قسمت فروش کالا فیزیکی. حتی در حال مرگم بودم تمومش کنم فردا.
- یک پیش فاکتور به کارخانه اکسیژن بدم.
- خاطرات روزهای قبلو بخونم تا کارهایی انجام نشده رو لیست کنم.
برنامه 4 صبح الی 7 فردا
- تکمیل صفحه فروش محصول فیزیکی
- ادامه طراحی قالب دانلود
- طراحی صفحه آموزش
- طراحی صفحه کافه نرم افزار