خاطرات من، قسمت 18، نمیشه کاری کرد!
کارهای امروزم
کارهای فردام
برنامه 4 صبح الی 7 فردا
خاطرات من، قسمت 18، نمیشه کاری کرد!
بازم ساعت 4 صبح، بازم اینترنتی که ملی شده و تقریبا هیچ کاری درست پیش نمیره! کافه برق در حالت عادی باز میشه ولی وقتی تو حالت ادمین وارد میشم و میخوام طراحی کنم اصلا لود نمیشه! شاید نهایتا 10 ساعت دیگه روش کار کنم زیرساختش تکمیله تکمیل بشه و دیگه یه مدت فقط تمرکزمو بذارم روی اینکه فروش کالا داشته باشم.
دیگه امروز صبح 4 الی 7 به اموزشو اینجور چیزا گذشت. نمیدونستم واقعا چه کاری باید انجام داد. یه کاغذو خودکار برداشتم ببینم چی به مخم میرسه که اونارو انجام بدم. سریع چندتا کار نوشتم، یکی برم انجمن پسته ایران و شمارههاشون دربیارم، نامه دکتر مظفری مونده بود و هر روز چندجا برم پرزنت کنم. رفتم انجمن و شمارههاشون گرفتم. فایل اکسل شمارههاشونم وارد کردم.
سخت شده اوضاع، بازارا تعطیلن. خیلی سردرد بودم، برگشتم خونه و خوابیدم، آره خوابیدم! اصلا کاری نمیشه کرد انگار! از فردا یکم رویه کاریمو عوض میکنم. بیشتر پرزنت باید برم، به نظر حالا حالاها بازار به سمت و سوی درستی نمیره.
کارهای امروزم
انجمن پسته
کارهای فردام
حتما با صاحب ملک پاساژ طلا بابت اجاره نامه تماس بگیرم.
اگر نت وصل شد صفحه محصولو درستش کنم.
برنامه 4 صبح الی 7 فردا
اتمام طراحی صفحه محصول