خاطرات من، قسمت 3، چهار صبح ...

امروز دلم می‌خواد یکم بیشتر از چهار صبح‌هام براتون بگم؛ اینکه اصلاً چی شد سر از این ساعت درآوردم.
ماجرا از جایی شروع شد که دوره دکتری همزمان شد با کار کردن. بخت و اقبال طوری رقم خورد که نه می‌شد قید دانشگاه رو زد، نه می‌شد بی‌خیال کار شد. اوایل، پارت‌تایم توی شرکتی کار می‌کردم که رفیقم اونجا بود و خب، همه‌چیز یه کم راحت‌تر می‌گذشت. اما بعد از حدود یک سال، یه موقعیت کاری بهتر پیدا کردم؛ جایی که باید کلی چیز جدید یاد می‌گرفتم و مسئولیت‌ها جدی‌تر بود.

از یه جایی به بعد فهمیدم سبک زندگی قبلی دیگه جواب نمی‌ده. انگار باید بین کار و دانشگاه یکی رو انتخاب می‌کردم، اما من نمی‌خواستم هیچ‌کدوم رو کنار بذارم. تنها راهی که به ذهنم رسید، بیشتر کردن ساعات فعالیتم بود؛ اون هم نه آخر شب، بلکه قبل از اینکه شهر بیدار بشه. این شد که تصمیم گرفتم چهار صبح بیدار شم.

راستش رو بخواین، هنوزم نشده این ساعت با آرامش از خواب بیدار شم. تقریباً همیشه ده دقیقه‌ی اول، لبه‌ی تخت می‌شینم و با خودم حرف می‌زنم؛ یک مناظره جدی با خودم راه میندازم، گاهی هم یکم بی رحمانه میشه! از این جنس حرف‌ها که «این چه مدل زندگیه؟»، «بخواب، کل شهر خوابه!» و البته چند تا بدوبیراه هم چاشنیش می‌شه. با این حال، تمام تلاشم اینه که شب‌ها سر وقت بخوابم، فقط برای اینکه بتونم فردا صبح، ساعت چهار، دوباره از جام بلند شم.

کارهای امروزم

  1. نامه نیروگاه 2 مگاواتیو گرفتم بردم اداره منابع طبیعی و گفتن که نامه خطاب به ما زده نشده و دوباره برگشتم شرکت توزیع و دوباره نامه رو زدن ولی وقتی بردمش اداره کل منابع طبیعی دوستان نیم ساعت مونده به پایان ساعت کاری فرارو به برقرار ترجیح داده بودن و رفت برای شنبه! دقیقا 6 ساعت فیکس وقتمو گرفت.
  2. درگاه پرداخت اینترنتی بانک ملت برای کافه برق که داشتم اینترنتی درخواستشو میدادم، یهو درست شد و یه قسمتیش که ادرس نمیگرفت مجددا راه افتاد. مرحله اخرش یه فرمه که موند برای فردا و باید اسکن کنمو بارگزاری کنم داخل سایت.
  3. بابت تغییر ادرس شرکت رفتم اداره ثبت و گفتش باید یه فرم پرینت میگرفتی، رفتم منزل فرمو پرینت گرفتم و برگشتم اداره ثبت گفتش ما فقط 8 تا 11 فرم میگیریم! خلاصه که دیوونه خونست. اینم رفت برای شنبه.
  4. درخواست ثبت تلفن ثابت که داده بودمم اینترنتی چکش کردم ودیدم هنوز به مرحله بعد نرفته.
  5. صفحه پنل کاربری کافه برق رو روی کاغذ طراحی کردم و از چند تا سایت ایده گرفتم و فردا که پنج شنبست درستش میکنم.

خلاصه وضعیت امروز بیشتر اداره بازی بود.

کارهای فردام

اول وقت برم نامه امضا شده مجوز نیروگاه 2 مگاواتیو بگیرم

  1. پیگیری تغییر آدرس شرکت (باید به نظرم حضوری برم اداره ثبت)
  2. پیگیری درخواست خط تلفن ثابت
  3. پیگیری تیکت جدید درگاه پرداخت بانک ملت
  4. مرتضی علی رغم اینکه چندین بار بهش گفتم هنوز وویس به کارفرما پروژه 20 کیلو جاده تهران نداده
  5. باید برای هفته آینده چند تا قرار کاری ست کنم. یکیش با یک بنده خدا از شهرستان بم که 500 کیلووات میخواد بزنه، یکی 250 کیلووات دوست وحید. باید بابت مهندس بخشی طراح پست و خط انتقالم پیگیری کنم. بابت پروژه اتوماسیون صنعتی مس خاطون آباد و میدوکم باید هر کدوم یک روز برم سر پروژشون.
  6. طراحی کامل قسمت پنل کابری

برنامه 4 صبح الی 7 فردا

فردا پنج شنبه هستش و من کلا این روزو ساعت 7:30 بیدار میشم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *